اسم

فارماکولوژی

(کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) دانشی که به بررسی منشأ و ماهیت شیمیایی داروها، ویژگی‌ها و اثر آن‌ها بر موجودات زنده می‌پردازد، داروشناسی.

    فاجه

    (ج) (اِ.) فاژ، فاژه ؛ خمیازه، دهان دره.

      فاحشه

      (ح شَ یا ش) [ ع. فاحشه ]
      ۱- (ص.) زن بدکاره، روسپی.
      ۲- (اِ.) کار بسیار زشت. ج. فواحش.

        فاحشه خانه

        (~. نِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) خانه‌ای که در آن زنان فاحشه با مردان هماغوشی می‌کنند، روسپی خانه، جنده خانه.

          فاخته

          (خْ تِ) [ ع. فاخته ] (اِ.) کوکو، پرنده‌ای است خاکی رنگ شبیه کبوتر و کمی کوچک تر از آن که دور گردنش طوقی سیاه دارد.

            فادج

            (دَ) (اِ.) = فاذج: سنگی است زرد مایل به سفیدی و سبزی و رنگ‌های دیگر بر او ظاهر است. در قدیم آن را دافع همه سموم می‌دانستند؛ پادزهر کانی، فادزهر معدنی.

              فار

              [ فر. ] (اِ.) چراغ دریایی، فانوس دریایی.

                Scroll to Top