اسم

غنج

(~.) (اِ.)
۱- نوزاد حشره که به صورت کرم است.
۲- یکی از آفات سیب و گوجه.

    غنج

    (~.) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) ناز کردن.
    ۲- (اِ.) ناز و کرشمه.

      غنج

      (~.) (اِ.) گلگونه، سرخاب، مجازاً آرایش.

        غموض

        (غُ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) هامون شدن زمین.
        ۲- دور معنی و باریک شدن سخن.
        ۳- (اِمص.) پوشیدگی علم و هنر، مشکل هر فن.

          Scroll to Top