اسم

غژم

(غُ) (اِ.) هر دانه میوه انگور که به خوشه متصل است، یک عدد از میوه انگور که به خوشه متصل است، یک حبه انگور؛ غژمه، حبه، گله، غجمه نیز گویند.

    غسات

    (غَ) [ ع. غساه. ] (اِ.) غوزه خرما، خرمای نارسیده.

      غساق

      (غَ سّ) [ معر. ]
      ۱- (ص.) سرد و گندیده، بدبو.
      ۲- (اِ.) چرکِ زخم، هرچیز گندیده و بدبو.

        غساله

        (غُ لِ یا لَ) [ ع. غساله ] (اِ.) آبی که بدان دست و روی شویند.

          غسق

          (غَ سَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) تاریک شدن شب.
          ۲- (اِ.) تاریکی اول شب.

            غسل

            (غُ سْ) [ ع. ] (اِمص.)
            ۱- شستشو دادن با آب.
            ۲- شستشوی تن طبق آیین شرع. ؛~ ارتماسی فرو بردن تمام بدن یک مرتبه در آب. ؛~ ترتیبی شستن اعضای بدن به تدریج. بدین طریق که ابتدا سر و گردن و بعد نیمه راست بدن و سپس نیمه چپ آن شسته شود.

              پیمایش به بالا