اسم

غزوه

(غَ وَ یا وِ) [ ع. ] (اِ.) یک غزو، یک بار جنگ کردن.

    غژ

    (غَ)
    ۱- (اِ.) نشسته راه رفتن مانند اطفال یا معلولین.
    ۲- شل.
    ۳- فلج، کسی که خود را روی زمین می‌کشد.

      غژب

      (غُ) (اِ.)
      ۱- حبه انگور.
      ۲- هسته انگور.

        غریو

        (غَ) (اِ.)
        ۱- فریاد، صدای غرش، صدای بم و گنگ بسیار بلند.
        ۲- گریه و زاری.
        ۳- نوایی است از موسیقی.

          غریب گز

          (~. گَ) [ ع – فا. ] (اِ.)
          ۱- حشره‌ای که به غریبه نیش می‌زند و بومیان نسبت به آن مصونیت دارند.
          ۲- عقرب.
          ۳- ساس، کَنِه.

            غریزه

            (غَ زِ) [ ع. غریزه ] (اِ.) سرشت، ذات. ؛~ی جنسی غریزه اطفاء شهوت که سبب تولید نسل و بقاع نوع است.

              غریژنگ

              (غَ ژَ) (اِ.) = غریژن. غریزن. غلیزن: گل و لای سیاه که در بن حوض‌ها و ته تالاب‌ها و جوی‌ها است.

                غرنگ

                (غَ رَ) (اِ.) صدایی که هنگام گریستن در گلو می‌پیچد.

                  پیمایش به بالا