اسم

غروب

(غُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) فرو رفتن و ناپدید شدن آفتاب یا هر ستاره دیگر.
۲- (اِ.) هنگام غروب آفتاب.

    غرور

    (غُ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) فریب دادن.
    ۲- (مص ل.) به خود بالیدن.
    ۳- (اِمص.) تکبر، نخوت.
    ۴- فریفتگی. ؛~ ملی احساس سربلندی و افتخار نسبت به فرهنگ و توانایی‌های ملت خویش.

      غرنگ

      (غَ رَ) (اِ.) صدایی که هنگام گریستن در گلو می‌پیچد.

        غرنوق

        (غُ یا غِ) [ ع. ] (اِ.) پرنده‌ای است از راسته پا بلندان، دارای بال‌های دراز و ساق‌های طویل که به فارسی آن را کلنگ خوانند. غِرنیق، غُرنیق، غُرانق ؛ ج. غَرانیق، غَرانق و غَرانقه.

          غره

          (غُ رِّ) (اِ.)
          ۱- صدای رعد یا غرّش جانوران درنده.
          ۲- فریاد سهمناک.

            غره

            (غُ رَّ) [ ع. غره ] (اِ.)
            ۱- پیشانی.
            ۲- ماه نو.
            ۳- برگزیده و پسندیده از هر چیز.
            ۴- بزرگ و مهتر قوم.
            ۵- اول هر چیز.

              غرو

              (غَ رْ) (اِ.) نای، نی میان تهی.

                غرفج

                (غُ فَ) (اِ.) = گرفج: هر هیزمی که زود آتش در آن افتد.

                  غرفه

                  (غُ فِ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- بالاخانه، بام.
                  ۲- اتاق یا قسمتی مجزا از یک سالن.

                    پیمایش به بالا