اسم

غدیره

(غَ رِ) [ ع. غدیره ] (اِ.) گیسوی بافته.

    غذا

    (غَ) [ ع. غذاء ] (اِ.) خوردنی، آن چه خورده شود.

      غر

      (غُ) (اِصت.) آواز غوک، صدای وزغ.

        غر

        (~.) (اِ.) مخفف غرد. خانه چوبین و نئین، به این معنی در ترکیب آید: بادغر.

          غپک

          (غَ پَ) (اِ.) گیاهی است که از آن بوریا بافند؛ لخ، روخ.

            غثیان

            (غَ ثَ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) استفراغ کردن.
            ۲- (اِ.) قی.

              Scroll to Top