اسم

غده

(غُ دِّ) [ ع. غده ] (اِ.)
۱- قطعه گوشتی سفت که در بدن به علت بیماری بوجود می‌آید.
۲- عضوی گِرد یا بیضی در بدن که از خود مایع مورد نیاز بدن را ترشح می‌کند.

    غدیره

    (غَ رِ) [ ع. غدیره ] (اِ.) گیسوی بافته.

      غذا

      (غَ) [ ع. غذاء ] (اِ.) خوردنی، آن چه خورده شود.

        غر

        (غُ) (اِصت.) آواز غوک، صدای وزغ.

          غجر

          (غَ جَ) [ تر. ] (اِ.)
          ۱- کولی.
          ۲- فالگیر.

            غد

            (غَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – فردا.
            ۲- زمان دور.
            ۳- روز قیامت.

              غدا

              (غَ) [ ع. غداء ] (اِ.) بامداد. مق عشاء.

                غدات

                (غَ) [ ع. غداه ] (اِ.) بامداد، بین صبح کاذب و صبح صادق.

                  Scroll to Top