اسم

غد

(غَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – فردا.
۲- زمان دور.
۳- روز قیامت.

    غدا

    (غَ) [ ع. غداء ] (اِ.) بامداد. مق عشاء.

      غدات

      (غَ) [ ع. غداه ] (اِ.) بامداد، بین صبح کاذب و صبح صادق.

        غداره

        (~.)(اِ.)۱ – مأخوذ از «کتاره» هندی، سلاحی شبیه به شمشیر اما پهن و راست.
        ۲- پیکان پهن، پیکان نیزه.

          غدایر

          (غَ یِ) [ ع. غدائر ] (اِ.) جِ غدیره ؛ گیسوان بافته.

            غدر

            (غَ دْ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) بی وفایی کردن، خیانت ورزیدن.
            ۲- (اِمص.) بی وفایی، خیانت.
            ۳- (اِ.) مکر، حیله.

              غبغب

              (غَ غَ) [ ع. ] (اِ.) گوشت برجسته زیر چانه. ؛ باد به ~ انداختن قیافه گرفتن، باد کردن.

                Scroll to Top