اسم

غایات

[ ع. ] (اِ.) جِ غایت. پایان، نهایت‌ها.

    غایب

    (یِ) [ ع. غائب ] (اِفا.)
    ۱- کسی که حضور نداشته باشد.۲ – پنهان.
    ۳- سوم شخص.

      غایت

      (یَ) [ ع. غایه ] (اِ.)
      ۱- پایان، نهایت.
      ۲- مقصد، مقصود. ؛ ~ مطلوب نهایت آرزو، تمامی مطلوب.

        غایره

        (یِ رِ یا رَ) [ ع. غائره ]
        ۱- (اِفا.) مؤنث غایر.
        ۲- (اِ.) گرمگاه.
        ۳- نیمروز.

          غایط

          (یَ) [ ع. غائط ] (اِ.)
          ۱- زمین پست.
          ۲- مدفوع انسان.

            غایله

            (یِ لِ) [ ع. غائله ] (اِ.)
            ۱- فساد، آشوب.
            ۲- آسیب، بلای ناگهانی.

              غان

              (اِ.) درختی است از تیره پیاله داران و از دسته غان‌ها که دارای برگ‌هایی با دمبرگ دراز و دندانه دار و نوک تیز می‌باشد. از پوست آن در برخی نقاط مخصوصاً در روسیه نوعی قطران بنام قطران غان می‌گیرند.

                غاک

                (اِ.)
                ۱- صدای کلاغ.
                ۲- فتنه و آشوب.

                  پیمایش به بالا