اسم

غارغارک

(رَ) (اِمر.) آن چه سر و صدای زیاد و مزاحم داشته باشد (مانند بلندگو، رادیو، هواپیمای پر سر و صدا).

    غاز

    (اِ.)
    ۱- چاک، شکاف.
    ۲- پنبه، وصله.
    ۳- پنبه حلاجی شده.

      غاز

      (اِ.) مرغی است شبیه مرغابی امابزرگ تر از آن با گردنی دراز و وزنی حدود ۱۲ کیلوگرم که مانند مرغابی و اردک غذایش را در آب جستجو می‌کند. ؛ ~ چراندن کنایه از: بر اثر بیکاری وقت خود را بیهوده تلف کردن.

        غاز

        (اِ.) کوچک ترین واحد پول در عهد قاجاریه.

          غازبیکی

          (بَ) (اِمر.) واحدی برای مسکوک در عهد صفویه و آن را «پول» هم می‌گفتند و از مس سکه زده می‌شد و ده غاز بیکی معادل یک شاهی بوده‌است.

            Scroll to Top