اسم

غاش

(اِ.) = غاوش:
۱- خیار بزرگی که برای تخم نگاه دارند.
۲- خوشه انگور نارسیده ؛ غوره.

    غاش

    [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- غش کننده.
    ۲- کسی که مردم را بفریبد.

      غاشیه

      (یِ) [ ع. غاشیه ] (اِ.)
      ۱- سوره هشتادو هشتم از قرآن کریم دارای بیست و شش آیه.
      ۲- روپوش زین.
      ۳- قیامت.

        غاص

        (صّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- انباشته، پُر.
        ۲- گروه بسیاری از مردم که یک جا گِرد هم آیند.

          غافر

          (فِ) [ ع. ] (اِفا.) از نام‌های خداوند به معنای آمرزنده گناه.

            غافل

            (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- ناآگاه، بی خبر.
            ۲- نادان، بی خرد.

              غازی خیری

              (خَ) [ تر – ع. ] (اِمر.)
              ۱- پول طلایی که ترکان عثمانی در عراق رایج ساختند و قیمت آن برابر ۸۴ غروش بود.
              ۲- هر گونه سکه از طلا یا مس که آب طلا روی آن داده باشند.

                غازی عتیق

                (عَ) [ تر – ع. ] (اِمر.) پولی است که ترکان عثمانی در عراق رایج کردند و قیمت آن با ۹۵ غروش رایج برابر بود.

                  Scroll to Top