اسم

غافر

(فِ) [ ع. ] (اِفا.) از نام‌های خداوند به معنای آمرزنده گناه.

    غافل

    (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- ناآگاه، بی خبر.
    ۲- نادان، بی خرد.

      غاسق

      (س) [ ع. ]
      ۱- (اِفا.) تاریک شونده.
      ۲- (اِ.)ماه.
      ۳- شب تاریک.

        غاش

        (اِ.) = غاوش:
        ۱- خیار بزرگی که برای تخم نگاه دارند.
        ۲- خوشه انگور نارسیده ؛ غوره.

          غاش

          [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- غش کننده.
          ۲- کسی که مردم را بفریبد.

            غاشیه

            (یِ) [ ع. غاشیه ] (اِ.)
            ۱- سوره هشتادو هشتم از قرآن کریم دارای بیست و شش آیه.
            ۲- روپوش زین.
            ۳- قیامت.

              غاز

              (اِ.) مرغی است شبیه مرغابی امابزرگ تر از آن با گردنی دراز و وزنی حدود ۱۲ کیلوگرم که مانند مرغابی و اردک غذایش را در آب جستجو می‌کند. ؛ ~ چراندن کنایه از: بر اثر بیکاری وقت خود را بیهوده تلف کردن.

                غاز

                (اِ.) کوچک ترین واحد پول در عهد قاجاریه.

                  Scroll to Top