اسم

عواید

(عَ یِ) [ ع. عوائد ] (اِ.) جِ عائده ؛
۱- در – آمدها، مداخل.
۲- فواید، منافع.

    عوایق

    (عَ یِ) [ ع. عوائق ] (اِ.) جِ عائق و عائقه.
    ۱- موانع.
    ۲- مشکلات، سختی‌ها.

      عود

      (عُ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) بازگشتن.
      ۲- (اِ مص.) بازگشت.

        عوارضی

        (~.) [ ع – فا. ] (اِمر.)
        ۱- جای دریافت عوارض.
        ۲- مأمور دریافت عوارض.

          عود

          [ ع. ] (اِ.)
          ۱- چوب، شاخه بریده شده از درخت.
          ۲- بربط، از سازهای زِهی با کاسه‌ای بیضی شکل و دسته‌ای سرکج.
          ۳- نامِ درختی که در هند می‌روید، چوب آن قهوه‌ای رنگ و خوش بو می‌باشد.

            عنفوان

            (عُ فُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- اول جوانی.
            ۲- اول هر چیز.

              عنق

              (عُ نُ) [ ع. ] (اِ.) گردن ؛ ج. اعناق.

                عنقا

                (عَ نْ) [ ع. عنقاء ] (اِ.) سیمرغ، نام مرغی افسانه‌ای که زال پدر رستم را پرورد. جایگاه این مرغ در کوه البرز است.

                  پیمایش به بالا