اسم

یرنداق

(یَ رَ) [ تر. ] (اِ.)
۱- روده.
۲- تسمه و دوال نرم و سفید.

    یزدادی

    (یَ) (اِمر.)
    ۱- قلیه و قیمه را گویند که بعد از پخته شدن تخم مرغ بر بالای آن ریزند.
    ۲- کوفته که در آن تخم مرغ پخته باشد.

      یزک

      (یَ زَ) (اِ.) پیش قراول، جلودار.

        یزنه

        (یَ نِ) (اِ.) آیزنه ؛ شوهر خواهر.

          یسار

          (یَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- طرف چپ.
          ۲- چهره‌ای که د یدن آن نحوست و شومی می‌آورد.

            یساق

            (یَ) [ تر – مغ. ] (اِ.)
            ۱- سیاست.
            ۲- فسق (سنگلاخ).
            ۳- ترتیب و ساختگی.

              یساول

              (یَ وُ) [ تر. ] (اِ.) جلودار، پیش قراول.

                یده

                (یَ دِ) (اِ.) ایجاد برف و باران با سحر و جادو.

                  Scroll to Top