اسم یراعه (یَ عَ یا ع ِ) [ ع. یراعه ] (اِ.) ۱- گول و بد دل. ۲- شترمرغ ماده. ۳- بیشه نشیب، نیستان – ناک. ۴- کرم شب تاب.
اسم یرغو (یَ) [ تر. ] (اِ.) ۱- عوارضی که برای رسیدگی به جرایم گرفته میشد (ایلخانان). ۲- سیاست. ۳- بازرسی، مجلس محاکمه.
اسم یرلیغ (یَ) [ تر. جغ. ] (اِ.) حکم و فرمان پادشاه. ؛ ~ خانی: فرمان پادشاه (ایلخانان و دورههای بعدی).