عشر
(عُ) [ ع. ] (اِ.) یک دهم، یک دهم چیزی.
(عِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- به شدت دوست داشتن.
۲- (اِمص.) شیفتگی، دلدادگی.
۳- لذت، کیف. ؛~ افلاطونی عشقی که با گرایشهای جنسی همراه نیست.
(عَ شَ قِ) [ ع. ] (اِ.) گیاهی است بالا – رونده با برگهای درشت و ساقههای نازک. میوه عشقه دارای اثر مسهلی است ولی خالی از سمیت نیست.
(~.) [ ع. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به عسکر مکرم از شهرهای قدیم خوزستان.
۲- (اِ.) در فارسی نوعی انگور.
(عَ سَ) [ ع. ] (اِ.) مایع کم و بیش غلیظ و شربتی شکل و شیرینی که زنبوران عسل بر اثر جمع آوری نوش گلها در کندو و به منظور تغذیه افراد کندو تهیه کنند. ؛~ مصفی عسلی که مومش را گرفته و تصفیه کرده باشند. ؛~ خربزه با هم نمیسازند کنایه از: عدم سازش و موافقت.