اسم

عشر

(عُ) [ ع. ] (اِ.) یک دهم، یک دهم چیزی.

    عشر

    (عَ) [ ع. ]
    ۱- (اِ.) عدد ده.
    ۲- (اِ.) هر ده آیه از قرآن مجید.

      عشق

      (عِ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- به شدت دوست داشتن.
      ۲- (اِمص.) شیفتگی، دلدادگی.
      ۳- لذت، کیف. ؛~ افلاطونی عشقی که با گرایش‌های جنسی همراه نیست.

        عشقه

        (عَ شَ قِ) [ ع. ] (اِ.) گیاهی است بالا – رونده با برگ‌های درشت و ساقه‌های نازک. میوه عشقه دارای اثر مسهلی است ولی خالی از سمیت نیست.

          عشوه

          (عِ وِ) [ ع. عشوه ] (اِ.)
          ۱- کار پوشیده و پنهان.
          ۲- ناز، کرشمه.

            عسکر

            (عَ کَ) [ ع. ] (اِ.) لشکر، سپاه ؛ ج. عساکر.

              عسکری

              (~.) [ ع. ] (ص نسب.)
              ۱- منسوب به عسکر مکرم از شهرهای قدیم خوزستان.
              ۲- (اِ.) در فارسی نوعی انگور.

                عسل

                (عَ سَ) [ ع. ] (اِ.) مایع کم و بیش غلیظ و شربتی شکل و شیرینی که زنبوران عسل بر اثر جمع آوری نوش گل‌ها در کندو و به منظور تغذیه افراد کندو تهیه کنند. ؛~ مصفی عسلی که مومش را گرفته و تصفیه کرده باشند. ؛~ خربزه با هم نمی‌سازند کنایه از: عدم سازش و موافقت.

                  پیمایش به بالا