اسم

عرق

(عَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مایعی که از تقطیر جوشانده برخی ازگیاهان مانند بیدمشک، کاسنی و… به دست می‌آید.
۲- نوشابه الکل دار که از تقطیر کشمش، انگور و… به دست می‌آید.
۳- مایعی مرکب از: آب، نمک، اوره و… که از غده‌های زیرپوستی ترشح می‌شود. ؛ ~ کسی را در آوردن کنایه از: کسی را خسته و فرسوده کردن.

    عرق جوش

    (~.) [ ع – فا. ] (اِمر.) جوش‌های ریزی که در اثر عرق زیاد روی پوست ایجاد می‌شود.

      عرقچین

      (~.) [ ع – فا. ] (اِ.) نوعی کلاه ساده از پارچه نازک که در زیر کلاه یا عمامه بر سر گذارند.

        عرقوب

        (عُ) [ ع. ] (اِ.) عصب ضخیم بالای پاشنه پا؛ ج. عراقیب.

          عرم

          (عَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ عرمه ؛ سدها، بندها. باران‌های شدید.

            عرضه

            (عُ ض) [ ع. عرضه ] (اِ.)
            ۱- همت، لیاقت.
            ۲- طاقت، توانایی.

              عرعر

              (عَ رْ عَ) (اِ.) درختی است بلند و تناور با برگ‌های بزرگ و برگچه‌های بسیار.

                پیمایش به بالا