عرایض
(عَ یِ) [ ع. عرائض ] (اِ.) جِ عریضه.
(عَ رَ) [ ع. ] (اِ.) تازی، از نژاد عرب. ؛به ~ُ عجمی بند نبودن کنایه از: هیچ پشت و پناهی نداشتن. ؛ از بیخ ~ بودن کنایه از: الف – مطلقاً انکار کردن. ب – هیچ ندانستن.
(عَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- تخت، تخت پادشاه.
۲- خیمه، چادر.
۳- سقف، سایبان.
۴- رکن.
۵- آسمان نهم، فلک الافلاک. ج. اعراش. عروش. عرشه.