اسم

عبارت

(عِ رَ) [ ع. عباره ]
۱- (مص م.) بیان کردن، تعبیر کردن سخن یا خواب.
۲- سخن گفتن.
۳- (اِ.) طرز بیان، ادای سخن.
۴- ترکیب چند کلمه یا جمله که دلالت بر معنی و مطلبی بکند.

    عبد

    (عَ بْ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- بنده، برده، غلام.
    ۲- بنده خدا. ج. عباد.

      عبدالله

      (عَ بْ دُ لْ لا) [ ع. ]
      ۱- (ص مر.) بنده خدا. ج. عبادالله.
      ۲- (اِمر.) نامی است از نام‌های مردان.

        عاید

        (یِ) [ ع. عائد ] (اِفا.)
        ۱- عیادت کننده.
        ۲- بازگردانده، آن چه که به کسی بازگردد از پول یا چیز دیگر.

          عایق

          (یِ) [ ع. عائق ] (اِفا.)
          ۱- باز دارنده، مانع.
          ۲- جسمی که حرارت یا جریان برق را از خود عبور ندهد.

            عایله

            (یِ لِ) [ ع. عائله ] (اِ.) زن و فرزند، خانواده.

              عبا

              (عَ) [ ع. عباء ] (اِ.) جامه گشاد و بلند و جلو باز با آستین‌های کوتاه.

                Scroll to Top