طلق
(طَ) [ معر. ] (اِ.) معرب تلک ؛ سنگی معدنی که به رنگ سفید نقرهای شفاف و براق و قابل تورق است.
(طَ لَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) خرابه، نشان به جا مانده از یک خانه یا عمارت ویران.
۲- کالبد هر چیزی. ج. اطلال.
و رم (طِ مُّ رِ مُ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- آب و خاک.
۲- خشک و تر.
۳- کم و زیاد، قلیل و کثیر.
۴- مال بسیار.
(طُ مَ نِ) [ ع. طمأنینه ]
۱- (مص ل.) آرام گرفتن، قرار گرفتن.
۲- (اِمص.) آرامش.
۳- قرار، سکون.