طلسم
(طِ لِ) [ معر. ] (اِ.)
۱- جادو.
۲- نوشتهها یا اشکالی غیرعادی برای ج ادو کردن چیزی یا کسی.
(طَ) [ ع – فا. ] (اِمص.)
۱- پوشاندن سطح چیزی با لایه نازکی از طلا.
۲- تزیین نسخههای خطی با آب طلا، نقره، شنگرف و لاجورد.
(~.) [ ع – فا. ] (اِمص.) کوبیدن فلزهای براق به ویژه طلا و نقره به صورت نقشهای زینتی یا نوشته بر سطح دلخواه، زرکوبی.
(طَ یِ یا یَ) [ ع. ] (اِ.) تحریف شده طلیعه عربی، مقدمه لشکر، پیشروان لشکر که برای شناسایی اوضاع و احوال دشمن فرستاده میشوند.