طلسم
(طِ لِ) [ معر. ] (اِ.)
۱- جادو.
۲- نوشتهها یا اشکالی غیرعادی برای ج ادو کردن چیزی یا کسی.
(طَ قَ) [ ع. طلاقه ]
۱- (مص ل.)گشاده – رو شدن.
۲- فصیح شدن.
۳- (اِمص.) گشاده – رویی.
۴- گشاده زبانی، فصاحت.
(طَ یا طِ طَ فَ) [ ع. طفطفه ] (اِ.)
۱- تهیگاه.
۲- اطراف پهلو متصل اضلاع.
۳- هر گوشت پاره مضطرب، گوشت پاره نرم از نرمجای شکم ؛ ج. طفاطف.