طلاقت
(طَ قَ) [ ع. طلاقه ]
۱- (مص ل.)گشاده – رو شدن.
۲- فصیح شدن.
۳- (اِمص.) گشاده – رویی.
۴- گشاده زبانی، فصاحت.
(طَ قَ) [ ع. طلاقه ]
۱- (مص ل.)گشاده – رو شدن.
۲- فصیح شدن.
۳- (اِمص.) گشاده – رویی.
۴- گشاده زبانی، فصاحت.
(طَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مقداری از خراج که به حسب سرجریب بر زمین زراعت و جز آن گیرند.
۲- سهمیه مالیاتی که به حبوبات (برحسب جریب) تعلق میگرفت، صورت مالیاتی.
(طَ) (اِ.) = تشت:
۱- ظرفی گود و بزرگ و گرد ویژه رخت شویی.
۲- یکی از لوازم آتشگاه.
۳- نوعی از آلات موسیقی.