اسم

صرحه

(صَ رْ حَ) [ ع. ] (اِ.) زمین صاف و هموار.

    صدید

    (صَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- خونابه، خون به چرک آلوده.
    ۲- ناله و فریاد.

      صدیع

      (صَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- شیر دوشیده سرد شده که پوست تنک مانندی بر روی آن بسته باشد.
      ۲- شکافته، شکاف زده.
      ۳- نیمه از هر چیز شکافته، به دو نیم.
      ۴- صبح.

        صراحیه

        (صُ یَ) [ ع. صراحیه ] (اِ.)
        ۱- شراب خالص.
        ۲- سخن خالص و بی آمیغ.
        ۳- ظرف شراب.

          صرافی

          (صَ رّ) [ ع – فا. ]
          ۱- (حامص.) شغل و کار صراف.
          ۲- (اِ.) دکان صراف.

            Scroll to Top