اسم

صاع

(عْ) [ ع. ] (اِ.) پیمانه، پیمانه‌ای برابر با سه کیلوگرم، یک من تبریز.

    صاعقه

    (عِ قَ یا قِ) [ ع. ] (اِ.) آذرخش، آتشی که بر اثر رعدوبرق شدید پدید آید. ج. صواعق.

      صافی

      [ ع. ]
      ۱- (اِفا.) پاکیزه، خالص.
      ۲- (اِ.) شراب بی غش.
      ۳- پارچه یا ظرف مشبک مخصوصی که مایعات را از آن عبور داده صاف می‌کنند.

        صالحه

        (لِ حِ یا حَ) [ ع. صالحه ] (اِفا.) مؤنث صالح.
        ۱- زن نیکوکار.
        ۲- عمل نیک، حسنه. ج. صالحات.

          صامت

          (مِ) [ ع. ]
          ۱- (اِفا.) بی صدا، خاموش.
          ۲- (اِ.) اموال غیر جاندار مانند زر و سیم، اسباب، جامه و خانه و غیره.
          ۳- حرفی که حرکت نداشته باشد.

            Scroll to Top