اسم

صاحب

منصب (~. مَ صَ) [ ازع. ] (اِمر.) کسی که دارای رتبه و مقامی دولتی باشد (اعم از کشوری و لشکری)، افسر.

    صاحب امتیاز

    (~. اِ) [ ازع. ] (اِ.) کسی که پروانه شرکت، کارخانه، روزنامه یا… به نام اوست.

      صاحب برید

      (~. بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.)فرستنده پیک و قاصد. کسی که وقایع هر جایی را که در آن بوده می‌نوشت و برای پادشاه می‌فرستاد.

        شیوه

        (وِ) (اِ.)
        ۱- طرز، راه و روش.
        ۲- خوی، عادی.
        ۳- ناز، کرشمه.
        ۴- مکر.

          ص

          [ ع. ] (اِ.) نشانه اختصاری و رمز «صلی اللّه علیه». گاه آن را به صورت ص. نویسند.

            صابر

            (بِ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- صبر کننده و بردبار.
            ۲- یکی از نام‌های خداوند متعال.

              شیلان

              [ مغ. ] (اِ.)
              ۱- موقع صرف ناهار و صلای طعام.
              ۲- سفره امرا و بزرگان.
              ۳- طعام.

                شیلنگ

                (لَ) [ آلما. ] (اِ.) لوله‌ای از جنس لاستیک که از آن برای انتقال آب، بنزین، هوا و… استفاده می‌کنند.

                  شیم

                  (اِ.) سیم ؛ نوعی ماهی سفید که پشتش خال‌های سیاه دارد.

                    Scroll to Top