شیر
(اِ.) ابزاری فلزی که به لولههای گاز یا آب برای باز یا بستن آن وصل میکنند. ؛ ~فلکه شیر قطع و وصل یا تنظیم جریان سیال با دسته دایرهای شکل.
(اِ.) ابزاری فلزی که به لولههای گاز یا آب برای باز یا بستن آن وصل میکنند. ؛ ~فلکه شیر قطع و وصل یا تنظیم جریان سیال با دسته دایرهای شکل.
(بِ یا بَ) (اِ.)
۱- مایعی که در ساقه بعضی از گیاهان وجود دارد و گاهی بیرون میتراود.
۲- شیره خشخاش.
(بِ رِ) (اِمر.)
۱- شیربا، خوراکی که با شیر و برنج درست کنند.
۲- کنایه از: کسی که رنگ پوستش زیاد سفید باشد.
(خِ) (اِمر.) شیره و صمغی است که از گیاهی در کوههای البرز و خراسان میروید تراوش میکند، طعمش شیرین و دارای قند و نشاسته و سقز است، در طب به عنوان ملین و مسهل به کار میرود.