اسم

شیرخشت

(خِ) (اِمر.) شیره و صمغی است که از گیاهی در کوه‌های البرز و خراسان می‌روید تراوش می‌کند، طعمش شیرین و دارای قند و نشاسته و سقز است، در طب به عنوان ملین و مسهل به کار می‌رود.

    شیپور

    (شَ) (اِ.) = شبور: از سازهای بادی، دارای دهانه‌ای گشاد.

      شیت

      (یَ) [ ع. شیه ] (اِ.)
      ۱- هر رنگ مخالف رنگ عمده یک شی ء.
      ۲- علامت، نشان ؛ ج. شیات.

        شیخوخیت

        (ش یَُ) [ ع. شیخوخیه ]
        ۱- (مص جع.) پیر شدن.
        ۲- (اِمص.) پیر ی.
        ۳- مرشد بودن.

          شید

          (شَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- اندودن دیوار با گچ یا آهک.
          ۲- در فارسی به معنای مکر و حیله.

            شیذر

            (ش ذَ) (اِ.) = شیذیر: خدای تعالی.

              شیر

              [ په. ] (اِ.) مایعی سفید رنگ و مغذی با طعم شیرین که از پستان‌های پستانداران ماده پس از زایمان ترشح می‌شود. ؛~ پاک خورده کنایه از: اصیل و با اصل و نسب، با حسن نیت و خوش عمل. ؛ از ~ مرغ تا جان آدمیزاد کنایه از: چیزی که یافتنش در حکم محال باشد.

                Scroll to Top