شور
(اِمص.) ورزیدن، به کار بردن، عمل کردن.
۲- (اِفا.) در ترکیبات به معنی «شورنده» آید: الف – (به کار برنده، ورزنده): سلاحشور، سلحشور. ب – زیر و زبر کننده، برهم زننده: خاکشور.
(اِمص.) ورزیدن، به کار بردن، عمل کردن.
۲- (اِفا.) در ترکیبات به معنی «شورنده» آید: الف – (به کار برنده، ورزنده): سلاحشور، سلحشور. ب – زیر و زبر کننده، برهم زننده: خاکشور.
(شُ تِ) [ انگ. ] (اِ.) نام تجاری نوعی شورت سفت و محکم که خانمها معمولاً هنگام عادت ماهانه میپوشند.