اسم

شور

(اِمص.) ورزیدن، به کار بردن، عمل کردن.
۲- (اِفا.) در ترکیبات به معنی «شورنده» آید: الف – (به کار برنده، ورزنده): سلاحشور، سلحشور. ب – زیر و زبر کننده، برهم زننده: خاکشور.

    شورا

    (شُ) [ ع. شوری ‘ ]
    ۱- (اِمص.) مشورت.
    ۲- (اِ.) هیئتی که برای مشورت کردن جمع می‌شوند.

      شورانیده

      (دَ یا دِ) (اِمف.)
      ۱- متلاطم.
      ۲- بر – انگیخته.
      ۳- دیوانه کرده.
      ۴- آمیخته.
      ۵- آلوده.

        شورت

        (شُ) [ انگ. ] (اِ.)
        ۱- شلوار کوتاه.
        ۲- تنکه. ؛ ~ اسلیپ شورت کوتاه و چسبان.

          شورتکس

          (شُ تِ) [ انگ. ] (اِ.) نام تجاری نوعی شورت سفت و محکم که خانم‌ها معمولاً هنگام عادت ماهانه می‌پوشند.

            شواظ

            (شُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- شعله آتش که بی دود باشد.
            ۲- حرارت آتش یا آفتاب.
            ۳- فریاد و دشنام.

              پیمایش به بالا