(تَ) (مص م.) گرداندن، برگردانیدن.
(خا تَ) (مص م.)انتقام جُستن.
(خُ دَ) (مص ل.) چین خوردن.
(کِ. کَ دَ) (مص ل.) لذُت بردن.
(کِ بِ دَ) (مص ل.) از راه برگشتن، منحرف شدن، از جایی به جایی کشیدن.
(کَ یا کِ) [ ع. ] (مص ل.) مکر، فریب.
(کَ وِ تَ) (مص م.) کوفتن، کوفتن غله یا چیز دیگر.
(دَ) (مص ل.) کندن، کاویدن زمین.
(تَ) (مص م.) کوبیدن، صدمه زدن.
(زَ دَ) (مص م.) دوختن پارگی، بخیه زدن.