کن

آیینه

(یِ نِ) [ په. ] (اِ.) = آینه. آئینه:
۱- تکه شیشه‌ای که با جیوه پشت آن را پوشش می‌دهند تا بتوان صورت هر چیزی را به واسطه نور در آن منعکس کرد.
۲- مجازاً هر چیز صاف و براق.
۳- (کن.) دل عارف. ؛~ی عیب شکستن (کن.) ترک عیب جویی کردن. ؛~ در شهر کوران (کن.) کار بیهوده به ویژه عرضه هنر و مهارت در نزد افراد بی اطلاع.

    آهنین

    (هَ) (ص نسب.)
    ۱- آهنی، از جنس آهن.
    ۲- (کن.) بسیار توانا و قوی.

      آفتابه

      (بِ) (اِمر.) ظرفی فلزی یا پلاستیکی با لوله بلند و باریک که سر آن گشاد است و در آن آب کنند و جهت نظافت استفاده کنند. ؛ ~ خرج لحیم کردن (کن.) تعمیر کردن کالای فرسوده‌ای که هزینه تعمیر آن بیش از قیمت خود کالا باشد، کار بیهوده کردن.

        آشغال

        (اِ.) = آشخال:
        ۱- هر چیز دور ریختنی.
        ۲- (کن.) آدم بی ارزش و پست.

          آستین سر خود

          (سَ خُ) (ص.)
          ۱- دارای آستین بدون حلقه که به صورت یک پارچه بریده و دوخته شده‌است.
          ۲- (کن.) خودسر، به اختیار و خواست خود.
          ۳- مستقل از دیگران.

            آبستن

            (بِ تَ) (ص.) = آبستان:
            ۱- حامله، باردار.
            ۲- پنهان، پوشیده. ؛~شب ~ است (کن.) وقوع حوادث تازه محتمل است.

              آب و رنگ

              (بُ رَ)
              ۱- (اِمر.) پرده‌ای که با آب و رنگ نقاشی شده باشد.
              ۲- (ص مر.) (کن.) شادابی چهره.

                آب زیر کاه

                (ص مر.)
                ۱- آبی که در زیر خار و خاشاک پنهان ماند.
                ۲- (کن.) آدم زرنگ و موذی.
                ۳- مکار، حیله گر.

                  آب خوردن

                  (خُ دَ)(مص ل.)۱ – آب نوشیدن، آشامیدن آب.
                  ۲- (کن.) سرچشمه گرفتن، ناشی شدن.
                  ۳- هزینه برداشتن، خرج برداشتن.

                    آب تلخ

                    (بِ تَ) (اِمر.) (کن.)
                    ۱- شراب.
                    ۲- (کن.) عرق.

                      پیمایش به بالا