کن

مفت

(مُ) (ص)
۱- رایگان، بدون مزد.
۲- مجازاً: هر چیز لغو و بیهوده. ؛ ~چنگ کسی (کن.) ارزانی او، مال او.

    مشت و مال دادن

    (مُ تُ دَ) (مص م.)
    ۱- با دست کسی یا چیزی را مالش دادن.
    ۲- مالیدن اندام کسی به مشت (در گرمابه).
    ۳- (کن.) گوشمالی دادن، تنبیه کردن.
    ۴- به مکر و حیله کسی را سر حال آوردن.

      مخ

      (مُ خّ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- مغز، مغزسر.
      ۲- دو نیم کره مغزی را گویند که قسمتی از دستگاه مرکزی اعصاب است و در کاسه سر و در قسمت بالا و جلو آن قرار گرفته‌است.
      ۳- اصل میانه هر چیز. ؛ ~ کسی را خوردن (کن.) با گفتگوی زیاد او را خسته کردن. ؛~ کسی سوت کشیدن (کن.) دچار شگفتی شدن.

        محاره

        (مَ رَ یا رِ) [ ع. محاره ]
        ۱- (اِمص.) نقصان، کاهش.
        ۲- (اِ.) جای بازگشت.
        ۳- اندرون.
        ۴- پیوند کتف.
        ۵- صدف.
        ۶- (کن.) اندک.

          ماه

          (اِ.)
          ۱- قمر زمین، سیاره کوچکی که به دور خود و دور زمین می‌گردد و از خورشید نور می‌گیرد.
          ۲- ماه نهم بارداری یا زمان زایمان.
          ۳- در ایران قدیم روز دوازدهم از هر ماه شمسی.
          ۴- (کن.) معشوق زیباروی.
          ۵- زیبا، قشنگ.

            لنگوته بستن

            (~. بَ تَ) [ هند – فا. ] (مص م.) (کن.)ترک دنیا کردن و عزلت گزیدن.

              لحاف کش

              (~. کِ) [ ع – فا. ] (ص مر.) (کن.) جاکش، دیوث، قلبتان.

                پیمایش به بالا