کن

لج

(لَ) [ ع. لجُ ] (مص ل.) ستیزه کردن، پافشاری در عناد و کینه. ؛ سرِ ~ ~افتادن (کن.) عصبانی شدن، مخالفت کردن.

    لجن مال

    (لَ جَ) (ص مف.)
    ۱- آن که یا آن چه به لجن مالیه شده.
    ۲- (کن.) بدنام شدن.

      لاجوردی

      (وَ) (ص نسب.) منسوب به لاجورد.
      ۱- رنگ لاجورد.۲ – نوعی آبی مرکب از آبی مخلوط با مقداری کم قرمز.
      ۳- (کن.) آسمان.

        گوهربار

        (~.)(ص فا.)۱ – نثار کننده گوهر، گوهرافشان.
        ۲- (کن.) جوانمرد.
        ۳- ریزنده قطرات (ابر).

          گلو

          (گِ یا گَ) (اِ.)
          ۱- قسمت جلوی گردن، مجرای غذا و هوا در درون گردن، حلق.
          ۲- لوله یا مجرای باریکی که یک مخزن را به دهانه پیوند می‌دهد (فنی). ؛ ~پیش چیزی (کسی) گیر کردن (کن.) سخت خواهان آن کس بودن.

            گردنا

            (گَ دَ) (اِ.)
            ۱- سیخ کباب.
            ۲- گوشه عود و رباب و مانند آن که سیم‌ها را بر آن بندند و بگردانند تا ساز گوک شود.
            ۳- چوب چرخ چاه که گرد و طناب دلو را به آن پیچند و از آن گشایند ؛ ~ی چرخ (کن.) آسمان.

              گردل

              (گِ دِ) (ص.) (عا.)
              ۱- خرد.
              ۲- آهسته. ؛ ~. ~ راه رفتن (کن.) خرامان و خوش طبع و مطبوع راه رفتن.

                گچ

                (گَ) (اِ.)
                ۱- نوعی از خاک که پس از استخراج از معدن به کوره می‌برند و حرارت می‌دهند تا تبدیل به گچ شود.
                ۲- (کن.) کندذهن، ناتوان از فهم و شعور.

                  پیمایش به بالا