ثقه

(ثِ قِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) اعتماد کردن.
۲- (اِ.) کسی که مورد اعتماد باشد.

    ثقه الاسلام

    (ثَ قِ تُ لْ اِ) [ ع. ] (اِمر.) مورد اعتماد اسلام (عنوانی احترام آمیز برای روحانیان مسلمان).

      ثقوب

      (ثَ) [ ع. ] (ص.) هیمه خشک و کوچک که با آن آتش افروزند؛ آتشگیر.

        ثقوب

        (ثُ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- شعله ور شدن آتش، روشن شدن ستاره.
        ۲- نافذ رای گردیدن.

          ثقیف

          (ثَ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- زیرک، چالاک.
          ۲- ماهر، حاذق.
          ۳- نام یکی از قبایل عرب ساکن بین طائف و مکه.

            ثقیل

            (ثَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- گران، سنگین. مق خفیف، سبک.
            ۲- گران جان.
            ۳- سخت بیمار.
            ۴- یکی از هفده بحر اصول موسیقی.

              ثقیله

              (ثَ لِ) [ ع. ثقیله ] (ص.) مؤنث ثقیل. ؛اجسام ِ ~ اجسامی وزین مانند خاک و سنگ.

                پیمایش به بالا