ثکل

(ثَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) مصیبت از دست دادن فرزند.
۲- گم کردن دوست.
۳- (اِمص.) فرزند مردگی.
۴- مرگ، هلاک.

    ثکلی

    (ثَ لا) [ ع. ] (ص.) مؤنث ثکل.
    ۱- زن فرزند مرده، بچه کم کرده ؛ ج. ثکالی.
    ۲- زن عزیز مرده، زن گم کرده دوست.

      ثلاثه غساله

      (~ء. غَ سُ لِ) [ ع. ] (اِ.) سه گانه شوینده و آن سه جام شراب باشد که به هنگام صبح نوشند و شوینده معده و برطرف کننده غم باشد.

        ثلث

        (ثُ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- یک سوم.
        ۲- دو دانگ.
        ۳- نام یکی از خطوط اسلامی.
        ۴- یک سوم ترکه موصی در زمان فوت.

          ثلثان

          (تُ لُ) [ ع. ] (اِ.) دو سه یک، دو حصه از جمله سه حصه.

            پیمایش به بالا