جاریه

(یَ یا یِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- (ص.) مؤنث جاری.
۲- کنیز.
۳- کشتی.
۴- آفتاب.
۵- آب روان. ؛سننِ ~ عادات و رسوم رایج.

    جاز

    [ انگ. ] (اِ.) موسیقی ارکستری است که از تطابق موسیقی آوازی و ضربی سیاهان افریقا در امریکا به وجود آمده و معمولا برای رقص نواخته می‌شود.

      جازم

      (زِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- قاطع، کسی که در قصد خود تردید نکند.
      ۲- قطع کننده، برنده.

        جازمه

        (زِ مِ) [ ع. جازمه ] (اِفا.)
        ۱- مونث جازم.
        ۲- حرفی که چون بر فعل درآید آخر آن را ساکن گرداند.

          جاست

          (اِ.) جایی که انگور را در آن لگد زنند تا شیره آن برآید.

            جاسوس

            [ ع. ] (ص.) خبرچین، آن که خبر یا پیغامی را از جایی به جای دیگر می‌برد. ج. جواسیس.

              جاشو

              (اِ.) کسی که در کشتی کار می‌کند.

                پیمایش به بالا