جبلت

(ج بِ لَُ) [ ع. ] (اِ.) نهاد، سرشت، منش.

    جبه

    (جُ بِّ) [ ع. جبه ] (اِ.) جامه گشاد و بلند که بر روی جامه‌های دیگر پوشند.

      جبهه

      (~.) [ ع. ] (اِ.) پیشانی صورت فلکی شیر، و آن منزل دهم از منازل قمر است.

        جبهه

        (جَ هَ یا جِ هِ) [ ع. جبهه ] (اِ.)
        ۱- پیشانی، جبین.
        ۲- بخش جلوی محل جنگ.
        ۳- گروه متحدی از احزاب یا سازمان‌های گوناگون که در جهت اهداف سیاسی مشترکی فعالیت می‌کنند: جبهه آزادی بخش فلسطین.
        ۴- محل برخورد یا منطقه مرزی دو توده هوای متفاوت یا دارای اختلاف دمای زیاد.
        ۵- دسته، گروه، مردم.
        ۶- رییس قوم.

          جبیره

          (جَ رَ یا رِ) [ ع. جبیره ] (اِ.) تخته‌های باریک و نوارهایی که شکسته بند بدان‌ها محلی از بدن را که استخوانش شکسته می‌بندد، تخته بند. ج. جبائر (جبابر).

            جبین

            (جَ) [ ع. ] (اِ.)پیشانی، یک طرف پیشانی.

              پیمایش به بالا