جبین

(جُ بّ) (اِ.) = چپین: طبق چوبین، سله.

    جت

    (جِ) [ انگ . ] (اِ.) هر یک از اسباب‌هایی که به وسیله خروج ناگهانی و پرفشار سیال از دهانه مخزن کار کند. مانند: هواپیمای جت یا توربوجت.

      جثه

      (جُ ثِّ) [ ع. جثه ] (اِ.) بدن، تن.

        جحیم

        (جَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- (اِ.) جهنم، دوزخ.
        ۲- جای بسیار گرم.

          جخت

          (~.) (اِ.) عطسه دوم، متضاد صبر، که آن را به فال نیک می‌گیرند.

            جخش

            (جَ) (اِ.) = جخج: نوعی تورم در گلو که درد ندارد.

              جد

              (جَ دّ) [ ع. ] (اِ.) پدربزرگ، نیا. ج. اجداد.

                پیمایش به بالا