جریب

(جَ) [ معر. ] (اِ.) ۰۰۰/۱۰۰ مترمربع، واحدی برای اندازه گیری زمین.

    جریبانه

    (جَ نِ) [ معر – فا. ] (ق مر.) مالیات یا عوارضی که به وسیله اندازه گرفتن زمین تعیین می‌شود.

      جرید

      (جَ) [ ع. ] (ص.) تنها، تنهارو، منفرد.

        جریده

        (جَ دِ) [ ع. جریده ] (اِ.)
        ۱- دفتر.
        ۲- روزنامه.
        ۳- عده‌ای سوار بدون پیاده.
        ۴- مجازاً س بکبار، مجرّد.

          جریر

          (جَ) [ ع. ]
          ۱- (اِ.) رسنی که شتر را به جای افسار باشد.
          ۲- (ص.) جاری، روان.
          ۳- تندزبان، گویا.

            جریره

            (جَ رِ) [ ع. جریره ] (اِ.) گناه، جنایت.

              پیمایش به بالا