(~.) [ ع. ] (ص.) گناهکار، مجرم.
(جَ مِ) [ ع. جریمه ] (ص.) تاوان نقدی که از مجرم گیرند.
(جُ) (حراستث.) غیر، مگر، لا، الا، به استثنای.
(جِ) (اِ.) ۱- صدایی که از تماس آب با آتش یا فلز گداخته برخیزد. ۲- صدای تف دادن چیزی در روغن.
(جِ. زَ دَ)(مص ل.) ناله و زاری کردن.
(جُ) [ ع. ] (اِ.) بخشی از چیزی، پارهای از شی ء مق کل. ج. اجزاء.
(جُ) [ ع. ] (اِ.) بخشی از چیزی، پارهای از شی ء. ج. اجزاء.
(جُ) [ ع. ] (ص نسب.) اندک، کم.
(جُ یّ) [ ع. ] (اِ.) جِ جزئیه.
(جُ یَّ یا یُِ) [ ع. ] (ص نسب.) مؤنث جزئی. مق کلیه.