جلباب

(جَ) (اِ.)
۱- جامه گشاد.
۲- چادر زنان.

    جلبک

    (جُ بَ) (اِ.) نوعی رُستنی بدون ریشه و ساقه و برگ، به رنگ سبز و گاهی قهوه‌ای یا سرخ که روی آب‌ها و تنه درختان به وجود می‌آید.

      جلبیز

      (جَ)
      ۱- (اِ.) کمند.
      ۲- (ص.) مفسد، غماز. جلویز و جلیز نیز گویند.

        جلد

        (جِ) [ ع. ]
        ۱- پوست.
        ۲- چیزی که کتاب، دفتر و مانند آن را پوشش دهد، جلد کتاب، جلد دفتر. ؛ توی ~ کسی رفتن کسی را وسوسه کردن و از کاری منصرف ساختن یا به کاری برانگیختن.

          جلسا

          (جُ لَ) [ ع. ] جِ جلیس ؛ همنشینان.

            جلسه

            (جَ لَ س) [ ع. جلسه ]
            ۱- (مص ل.) نشستن.
            ۲- (اِ.) یک نشست، یک بار نشستن.
            ۳- مجمع، انجمن. ج. جلسات.

              پیمایش به بالا