جوله
(جُ لَ) (ص.) بافنده، جوله.
(جَ وَ) (اِ.) چوبی که در زیر آن غلطکها نصب کرده و بر گردن گاو میبستند و بر بالای غلهای که از کاه جدا نشده بود میگرداندند تا غله از کاه جدا شود.
(جَ وَ دَ یا دِ) (اِ.)
۱- جِ جونده.
۲- دستهای از پستانداران تیزدندان که دندانهای پیشین آنها پیوسته رشد میکند، به طوری که جانور ناچار است برای کوتاه کردن آنها هر چیز را که در دسترس مییابد بجود، مانند: موش، سنجاب.
(جُ هَ) [ معر. ] (اِ.)
۱- اصل و عصاره هر چیز.
۲- هر چیزی که قایم به ذات خودش است.
۳- هر سنگ گرانبها.