(اِ.) خم، پیچ و خم.
(اِمر.) پرپیچ و خم.
(مِ) (اِ.) سرود، شعر.
(~. سَ) (ص فا.) ۱- آوازخوان. ۲- شاعر، تصنیف ساز.
(ی) (ص فا.)۱- شاعر. ۲- سرود – ساز.
(دَ)(مص ل.)۱ – شاشیدن.۲ – خرامیدن.
(اِ.) شاش، بول.
(نِ) (اِ.) استخوان زنخ، فک اسفل. ؛~ خود را خسته کردن حرفهای بی نتیجه زدن.
(~.)(اِ.) گلوله خمیر شده ؛ چونه.
(~.) (اِ.) سخن منثور؛ مق . چامه.