چنبک

(چُ بَ)(اِ.)۱ – خیز، جست.
۲- چمباتمه.

    چنبه

    (چُ بِ) (اِ.) چماق، هر چوب درشت و ستبر.

      چنته

      (چِ تِ) (اِ.) کیسه‌ای که درویشان و شکارچیان با خود دارند و در آن توشه و لوازم خود را می‌گذارند.

        چند

        (چَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- عدد مبهم.
        ۲- (ادات استف.) در مقدار چه قدر¿ تا کی ¿

          چندال

          (چَ)(اِ.) نام طبقه‌ای پست در هند که به کارهای پست و تمیز کردن شهرها می‌پردازند.

            چندان

            (چَ) (ق.)
            ۱- آن قدر، آن اندازه.
            ۲- تا آن زمان.

              چنداول

              (چَ وُ) (اِ.) = چندول. چندل: جمعی ا ز مردم که در عقب لشکرهای منظم حرکت می‌کردند؛ حشر، چریک.

                چندبر

                (چَ بَ) (اِمر.) سطحی که چند خط مستقیم بر آن محیط باشد، کثیرالاضلاع، چند ضلعی.

                  پیمایش به بالا