چندش

(چِ دِ) [ په. ] (اِمص.) (عا.) حالت بیزاری که از دیدن چیز ناپسند به انسان دست می‌دهد.

    چنگ

    (~.) [ په. ] (اِ.) یکی از سازهای سیمی که به وسیله انگشتان دست نواخته می‌شود.

      چنگ

      (چَ) (اِ.) پنجه و مجموعه انگشتان انسان و دیگر جانوران.

        چنگ

        (چُ) (اِ.) = چنگیدن: سخن، گفتار.

          چنگ رومی

          (چَ گِ) (اِمر.) شلیاق، یکی از صورت‌های فلکی شمالی ؛ که به صورت چنگی فرض شده‌است. پرنورترین ستاره آن نسر واقع می‌باشد و اثافی و دیگ پایه هم گویند.

            پیمایش به بالا