چهارپاره

(~. رِ) (اِمر.) = چاپاره. چارپاره:
۱- زنگ‌های کوچکی که رقاصان به هنگام رقص در انگشتان کنند و به تناسب ضرب موسیقی آن را به صدا در آورند.
۲- نوعی رقص که در قدیم معمول بوده.
۳- نوعی از گلوله‌ای است که در شکار با تفنگ به کار می‌رود و معمولاً شکارهای سنگین را با آن می‌زنند.

    چهارتخم

    (~. تُ) (اِمر.) = چهارتخمه. چارتخم: مخلوط دانه‌های قدومه و بارهنگ و بهدانه و سپستان است که جوشانده آن‌ها به دلیل داشتن لعاب فراوان به عنوان ملین و نرم کننده سینه و خلط آور در امراض ریه مصرف می‌شود.

      چهارتکبیر

      (~. تَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) اشاره‌است به نماز میت که در آن چهار تکبیر باید بگویند.

        چهارده

        (چَ یا چِ دَ) (اِ.) عدد اصلی بین سیزده و پانزده، ده به علاوه چهار.

          چهاردیواری

          (چَ یا چَ) (اِمر.)
          ۱- هر جا که از چهارطرف محصور و دیوار باشد، محوطه.
          ۲- (کن.) خانه و کاشانه.

            چهارزانو

            (~.) (اِمر.)حالتی مؤدبانه از نشستن که ساق پای چپ زیر زانوی راست و ساق پای راست زیر زانوی چپ قرار می‌گیرد.

              چهارسو

              (~.) [ په. ] (اِمر.)
              ۱- چهارجانب: شمال، جنوب، مشرق، مغرب.
              ۲- چهارراه.
              ۳- چهارراه میان بازار، چارسوق، چارسوک.
              ۴- (کن.) دنیا، جهان.

                پیمایش به بالا