چوبکی
(~.) (ص نسب.)
۱- مهتر پاسبانان، چوبک زن.
۲- نوکر عسس و داروغه.
(بِ) (اِمر.)
۱- چوبی که بدان خمیر نان را تنک سازند؛ صوبج (معر.)
۲- خدنگ.
۳- تازیانه.
۴- زخمه.
۵- چوبدستی.
۶- چوبک.
(لِ) (اِ.) زایدهای که در مهبل پستانداران ماده وجوددارد و ازنظر تحریک – پذیری و چگونگی جریان خون درآن مشابه آلت تناسلی نر است.