حالق

(لِ) [ ع. ] (اِفا.) ماده و دوایی که زایل کننده و سترنده موی باشد مانند زرنیخ و نوره و سفید آب و خاکستر و غیره، حلاق.

    حالی

    (ق.) = حالا:
    ۱- همین که، به محض این که.
    ۲- آن گاه، آن زمان.

      حامل

      (مِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- حمل کننده.
      ۲- آبستن.
      ۳- برای نوشتن نت، پنج خط افقی موازی را که به فاصله مساوی رسم شده باشد به کار می‌برند و نت را در روی خطوط و مابین آن‌ها می‌نویسند. مجموع این پنج خط را حامل می‌گویند.

        پیمایش به بالا