حمیت

(حَ یَّ) [ ع. حمیه ] (اِمص.)
۱- مروت، جوانمردی.
۲- غیرت، رشک.

    حمید

    (حَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- پسندیده، ستوده.
    ۲- مبارک، فرخنده.

      حمیده

      (حَ دِ) [ ع. حمیده ] (ص.) ستوده، پسندیده.

        حمیم

        (حَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- خویشاوند، نزدیک.
        ۲- دوست، صدیق. ج. احماء.

          حمیه

          (حَ مْ یَ) [ ع. حَمیه ] (مص م.)
          ۱- پرهیز دادن.
          ۲- آن چه که نگه داشته شود.

            حنا

            (حِ یا حَ) [ ع. حناء ] (اِ.) درختچه‌ای است با برگ‌هایی شبیه برگ انار که گل‌هایش سفید و خوشبو است. برگ‌های آن را آسیاب کرده و به شکل گرد در می‌آورند و برای رنگ کردن موی سر، ناخن یا دست و پا به کار می‌برند. ؛~ی کسی رنگ نداشتن کنایه از: از احترام و اعتنای دیگران برخوردار نبودن.

              پیمایش به بالا