حناط

(حَ نّ) [ ع. ] (ص.)
۱- آن که جسد مرده را حنوط کند.
۲- گندم فروش.

    حنان

    (حَ نّ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- بخشاینده.
    ۲- بسیار مهربان.

      حنانه

      (حَ نّ نِ) [ ع. حنانه ] (ص.)بسیار ناله کننده.

        حنبلی

        (حَ بَ یّ) [ ع. ] (ص نسب.) منسوب به فرقه حنبلیه از فرق مهم اهل سنت.

          حنجره

          (حَ جَ) [ ع. حنجره ] (اِ.) نای، حفره‌ای که در عقب دهان و در زیر حلق واقع است و صوت از آن خارج می‌شود.

            حنظل

            (حَ ظَ) [ ع. ] (اِ.) هندوانه ابوجهل، میوه‌ای است به شکل هندوانه، کوچکتر از نارنج با رنگی زرد و طمعی بسیار تلخ.

              پیمایش به بالا