اسم حول (حُ) [ ع. ] ۱- (اِمص.) قدرت، توانایی. ۲- (اِ.) قوه، نیرو. ۳- پیرامون، گرداگرد. ۴- سال، سنه. ج. احوال.
اسم مصدر حیاء (حَ) [ ع. ] (اِمص.) شرمساری، خجلت. ؛~ را خوردن و آبرو را قی کردن کنایه از: بسیار گستاخ و وقیح و بی حیا بودن.