خارجی

(رِ) ~[ ع – فا. ] (ص نسب.)
۱- بیرونی.
۲- بیگانه.
۳- در قدیم به مخالفان خلیفه می‌گفتند. ج. خوارج.

    خارخسک

    (خَ سَ)(اِمر.)
    ۱- گیاهی است بیابانی با شاخه‌هایی که روی زمین می‌خوابد و خارهای سه پهلو دارد.
    ۲- (کن) شخص مزوّر و مردم آزار.

      خارش

      (رِ)
      ۱- (اِمص.) خاریدن.
      ۲- (اِ.) گر، بیماری پوستی که با خارش همراه است.

        خارشتر

        (شُ تُ) (اِمر.) گیاهی است خاردار با گل‌های خوشه‌ای به رنگ سرخ یا سفید و برگ‌های کرکدار، عرق آن برای شستشوی کلیه مفید است.

          خارق

          (رِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- پاره کننده.
          ۲- (اِ.) هر چه که برخلاف نظم طبیعی باشد.

            خارکش

            (کُ) (ص فا. اِمر.) = خارکشنده: کفشی که روی موزه به پا کنند؛ سرموزه.

              خارکن

              (کَ)
              ۱- (ص فا.) کسی که خار را از زمین می‌کند.
              ۲- (اِ.) آهنگی در موسیقی قدیم.

                پیمایش به بالا