خاریدن

(دَ)
۱- (مص ل.) خارش کردن، احساس خارش داشتن.
۲- (مص م.) خاراندن، دفع خارش کردن.

    خاز

    (اِ.) نوعی پارچه کتانی مانند متقال.

      خازن

      (زِ) [ ع. ] (اِفا. اِ.)
      ۱- خزانه دار.
      ۲- نام قطعه‌ای است در بعضی از دستگاه‌های برقی که انرژی به صورت برق در آن ذخیره می‌شود.

        خازه

        (زِ) (اِ.)
        ۱- سرشته، خمیر کرده.
        ۲- گِلی که مخصوص مالیدن به دیوار بود.

          خاستگاه

          (اِمر.)جایی که چیزی ازآن برمی خیزد یا در آن پدید می‌آید، منشأ، منبع.

            خاستن

            (تَ) [ په. ] (مص ل.)
            ۱- برپا شدن، بلند شدن.
            ۲- پدید آمدن.
            ۳- عاید شدن، فایده داشتن.

              پیمایش به بالا